امروز بی تو با صبح طلوع خواهم کرد، ستاره بازی چشمانم باشد برای بعد.
امروز با دمی تمام خدا را به درون خواهم کشید، نفس های بریده بریده ام باشد برای بعد.
کنار دستان مادرم سجده خواهم کرد ،ناشکری های کودکانه ام باشد برای بعد.
میخواهم امروز پا به پای تمام کودکان شاپرکها را دنبال کنم،این همیشه غرور ابلهانه ام باشد برای بعد.
بی تو میخواهم تا گوشهای فلک ترانه ی مهر بخوانم،دل مرده گیهای حنجره ام باشد برای بعد.
امروز میخواهم برای زندگییم طرحی بریزم آبی رنگ،ورق زدن این همه خاطرات سیاه باشد برای بعد.
از امروز میخواهم در زیباییهای دنیا غرق شوم،همه چیز را در تو دیدن باشد برای بعد.
امروز میخواهم باز سفری کنم در خود،خلاصه شدنم در تو باشد برای بعد.
بی تو هم میشود پر پرواز داشت، این اسارت زمینیم باشد برای بعد.
میخواهم زیر آسمان با ابرها تا میتوانم بازی کنم،همبازی شدن با دروغهای همیشگی آدمها باشد برای بعد.
میخواهم بار دیگر خودم را سیر تماشا کنم،منظره بودن تمام وقت تو باشد برای بعد.
بی تو هم میشود جاده های آفتابی زندگی را پیدا کرد،نذر و نیاز برای بازگشتت باشد برای بعد.
کلیک کنید